این رمان که در ژانر های عاشقانه،اجتماعی قرار دارد توسط ( آوین) در 616 صفحه نوشته شده است و امروز برای شما عزیزان بر روی سایت ( رمان سه ) برای دانلود قرار داده شده است.
قسمتی از رمان :
خیلی زودتر از اون چیزی که فکرشو میکردم مهموناش باهم اومدن . انواع و اقسام ادمای پیرو جوونی که جالب بود
پناهی با هیچ کدوم حتی سلام هم نمیکرد و یه جورایی نگاه نفرت بارشو نثار تک تک مهموناش میکرد. هیچ کس
حواسش به من نبود خدارو شکر.منم نگاهمو کنجکاوانه دوخته بودم به در تا ابنکه یه پسر هم قد خود پناهی ولی نه
با اون هیکل فابریک وارد ویلا شد و پناهی هم کلی باهاش گرم گرفت.موهای پسره قشنگ طلایی بود و یه کت
شلوار رسمی هم پوشیده بود.قیافه ی خاص و فوق مهربونی داشت . اون دوتا داشتن باهم حرف میزدن و منم خیره
شده بودم به اون پسره که یهو برگشت سمتم و حسابی غافلگیرم کرد.منم که دستمو تکیه داده بودم به میز نزدیک
بود میزو هرچی ویسکی گرونه از بین ببرم.از همون فاصله هم نگاه غصبناک پناهی رو رو خودم حس میکردم....
دانلود رمان صرفا جهت این که خرفهم شی بصورتPDF
منبع: رمانسرا
آموزش دانلود :
ابتدا روی دانلود رمان کلیک کنید،بعد در صفحه ی باز شده بر روی دانلود عادی کلیک کرده و در ادامه روی لینک دانلود کلیک کنید تا دانلود آغاز شود.
توجه لطفا در تلگرام عضو شوید